غروب

نوشته شده در قسمت : روزها, زخمه توسط : :)

خورشید را

به پنجره ام نصب کرده ام

چیزی بجز غروب

اجرا نمیشود…

~
  • Twitter
  • FriendFeed
  • Google
  • del.icio.us
  • StumbleUpon
  • PDF
  • Print
  • email

......

۶ نظر

  1. احمدرضا توسلی گفته است :

    غروب بی پایان!

    زیاد هم بد نیست… دل آدم را دیر می زند!

    پاسخ به این نظر

    ۳۰ شهریور ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۶

  2. جوادشیردل گفته است :

    Uninstall……

    پاسخ به این نظر

    ۳۱ شهریور ۱۳۸۸ در ۰۲:۱۵

  3. آرزو گفته است :

    سلام

    یاد شازده کوچولو افتادم….

    پاسخ به این نظر

    ۱ مهر ۱۳۸۸ در ۰۱:۰۴

  4. صید قزل آلا در مدرسه گفته است :

    قبلاً نگفته ام؟!؟!؟

    این پُست منو یادِ شازده کوچولو میندازه….

    پاسخ به این نظر

    ۱ مهر ۱۳۸۸ در ۱۳:۰۰

  5. جوادشیردل گفته است :

    ننوشته ای .
    بنویس

    پاسخ به این نظر

    ۴ مهر ۱۳۸۸ در ۰۳:۵۴

  6. ماریه گفته است :

    سلام…همیشه دنبال همچین وبی میگشتم…میدونم چه جور حال و هوایی داره اتاقی که فقط غروب باشه…جون به لب میاد اما در نمیاد.

    پاسخ به این نظر

    ۱۰ مهر ۱۳۸۸ در ۲۳:۵۴

دیدگاهتان را بنویسید :

تچر آی تی