زنگ

نوشته شده در قسمت : حال ساده, روزها توسط : :)

صفر را بستند

تا ما به بیرون زنگ نزنیم…

از شما چه پنهان

ما از درون زنگ زدیم!

~
  • Twitter
  • FriendFeed
  • Google
  • del.icio.us
  • StumbleUpon
  • PDF
  • Print
  • email

......

۷ نظر

  1. سوسن جعفری گفته است :

    چقدر حقیقی
    چقدر تلخ!

    پاسخ به این نظر

    ۱۱ آبان ۱۳۸۸ در ۱۳:۱۸

  2. راما گفته است :

    سلام
    حکایت دلنشینی گفتی.
    دمت گرم
    راما

    پاسخ به این نظر

    ۱۱ آبان ۱۳۸۸ در ۲۱:۱۹

  3. احمدرضا توسلی گفته است :

    از درون از دیوارها پوسیدیم!

    این خیلی خوب بودهاااااااا…. یعنی خیلی!

    پاسخ به این نظر

    ۱۱ آبان ۱۳۸۸ در ۲۳:۱۰

  4. پــ.ــوریــ.ــا مــ.ــنــ.ــزه گفته است :

    با احمدرضا موافقم.

    پاسخ به این نظر

    ۱۲ آبان ۱۳۸۸ در ۰۲:۴۲

  5. zahra گفته است :

    در هر صورت به هدفشان رسیدند عزیز ِ من!

    پاسخ به این نظر

    ۱۲ آبان ۱۳۸۸ در ۱۳:۴۵

  6. احمدرضا توسلی گفته است :

    می گویم من چرا از این شعر سیر نمی شوم!؟ هان!؟

    پاسخ به این نظر

    ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۴:۱۰

  7. :) گفته است :

    گاهی وقتها اینجوری میشه. چاره ای نیست! واقعا نیست

    پاسخ به این نظر

    ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۴:۲۶

دیدگاهتان را بنویسید :

تچر آی تی