آرشیو برای بخش : زخمه

جنگ

نوشته شده در قسمت : زخمه توسط : :)

آری؛ جنگ چیز عجیب و غریبی ست!

تو کسی را به گلوله میبندی

که اگر در کافه ای میدیدی اش، مهمانش می کردی،

و یا به نیم سکه ای کمکش…


خودکار آبی من

نوشته شده در قسمت : زخمه توسط : :)

خون دل با جوهر ….

چرا بنفش نمی نویسد

خودکار آبی من؟!


غروب

نوشته شده در قسمت : روزها, زخمه توسط : :)

خورشید را

به پنجره ام نصب کرده ام

چیزی بجز غروب

اجرا نمیشود…

برای غصه خوردن

نوشته شده در قسمت : زخمه توسط : :)
همه‌ی آدم‌ها
چیزی را دارند برای غصه خوردن…
من هم
«تو را ندارم»
برای غصه خوردن… !!

دیوارها کوتاه نمی‌آیند

نوشته شده در قسمت : روزها, زخمه توسط : :)
شبیه ابـری که بین کـوه‌ها گرفتار شده باشد
راهی برای فرارم نیست
باید بارید …
بارید و تمام شد …
دیوارها کوتاه نمی‌آیند !

دیوانه نمی‌گوید دوستت دارم!

نوشته شده در قسمت : زخمه, ماضی بعید توسط : :)

دیوانه نمی‌گوید دوستت دارم…

دیوانه می‌رود، تمام دوست داشتن‌ها را

به هر جان کندنی که شده، جمع می‌کند از هر دری

و می‌زند زیر بغلش

و می‌ریزد به پای کسی که،

هیچوقت قرار نیست بفهمد دوستش دارد !

دنیا

نوشته شده در قسمت : روزها, زخمه توسط : :)

دیروز موشکی به عیادت بیماران رفت !

باورمان شد که دنیا، به جانب دوستی پیش می‌رود …

اشک‌هایم

نوشته شده در قسمت : زخمه توسط : :)
حالا
.
اشک‌هایم شبیه تو شده‌اند!
.
گریه که می‌کنم، نمی‌آیند

در مورد مصیبت‌های جگرخراش

نوشته شده در قسمت : روزها, زخمه توسط : :)

مصیبت‌های جگر خراش مانند آهنگی آرام که از میان ارکستر رخنه می‌کند بروز می‌کنند.

انسان اول تمام عمق آن‌ها را درک نمی‌کند، گاهی خودی نشان می‌دهند و در نیستی فرو می‌روند.

و ناگهان تمام ارکستر به صدا در می‌آید، آن‌وقت اشک از چشمان شما جاری می‌شود و خودتان نمی‌دانید برای چه گریه می‌کنید.

دوره‌ای که کسی چه می‌داند شعر چیست!

نوشته شده در قسمت : روزها, زخمه, سه‌نقطه توسط : :)

من دوباره متولد شده‌ام

و این بار آن قدر دیوانه ترم

که خوابگرد شده‌ام

«و در دوره‌ای که کسی چه می‌داند شعر چیست،

قرار است همه چیز علمی بررسی شود!»

ولی هیچ علمی

سر از دیوانگی‌‌ام در نمی‌آورد.

من اما خوب می‌دانم،

قضیه از این قرار است

که عاشق مرده‌ام…

سهم من از تو

نوشته شده در قسمت : زخمه توسط : :)

تو در منی

مثل عکس ماه در برکه

در منی و دور از دسترس من…

سهم من از تو

فقط همین شعرهای عاشقانه است

و دیگر هیچ!

ثروتمندی فقیرم

مثل بانکداری بی‌پول!

من فقط آینه‌ی تو هستم…

تچر آی تی