آرشیو برای بخش : ماضی بعید

دیدار به قیامت

نوشته شده در قسمت : ماضی بعید توسط : :)

قبول!
قبول!
قبول!
دیدار به قیامت…

فقط بگو کجا؟

بهشت
یا
جهنم؟

دیوانه نمی‌گوید دوستت دارم!

نوشته شده در قسمت : زخمه, ماضی بعید توسط : :)

دیوانه نمی‌گوید دوستت دارم…

دیوانه می‌رود، تمام دوست داشتن‌ها را

به هر جان کندنی که شده، جمع می‌کند از هر دری

و می‌زند زیر بغلش

و می‌ریزد به پای کسی که،

هیچوقت قرار نیست بفهمد دوستش دارد !

خواب

نوشته شده در قسمت : ماضی بعید توسط : :)

من تو را دیدم که لبخند می‌زدی به احساس‌های من

من شنیدم که هزار بار می‌گفتی دوستت دارم

من احساس کردم که دست‌های لرزانم را گرفتی و تابستان شدم

من دیدم، شنیدم و کاملا احساس کردم…

من…

.
- این فلسفه‌ی بیدار شدن از خواب، عجیب مرا اذیت می‌کند !

من اگر دزد بودم!

دیوار خانه‌ی تو اگر کوتاه‌تر بود

دزد می‌شدم!

می‌آمدم پاورچین پاورچین

کفش‌هایت را تمیز می‌کردم

اتاقت را رفت و روب

لباس‌هایت را جا‌به‌جا

صبحانه‌ات را آماده …

بعد

دست‌هایت را غرق بوسه می‌کردم

و به جای همه‌ی دزدهای مجنون

نشانی‌ام را می‌گذاشتم و می‌رفتم

من اگر دزد بودم

آه

دیوار خانه‌ی تو اگر کوتاه‌تر بود

غم عشق

نوشته شده در قسمت : ماضی بعید توسط : :)
روزگار هرگز نفهمید

که عاشق شکست خورده

بهترین برنده ست،

هم عشق را برده

و هم غم عشق را…

سه واژه

نوشته شده در قسمت : بیکرانه‌های شب, ماضی بعید توسط : :)

تمام ماجرای من

سه واژه شد برای تو

سه واژه‌ی جدا، جدا

من و ..

شب و ..

هوای تو ..

ماضی بعید

نوشته شده در قسمت : بیکرانه‌های شب, سه‌نقطه, ماضی بعید توسط : :)
از تو که حرف می‌زنم

همه فعل‌هایم ماضی‌اند

ماضی بعید

ماضی خیلی خیلی بعید

کمی نزدیک‌تر بنشین

دلم برای یک حال ساده تنگ شده است

تچر آی تی