آرشیو برای بخش : کمی آنطرف‌تر

مرگ

نوشته شده در قسمت : کمی آنطرف‌تر توسط : :)

آدم‌ها هرکدام شبیه خودشان می‌میرند….

من با آدم برفی موافقم

اینجا، خاورمیانه است

نوشته شده در قسمت : سه‌نقطه, کمی آنطرف‌تر توسط : :)
این‌جا خاورمیانه ‌است
سرزمین صلح‌های موقت
بین جنگ‌های پیاپی
سرزمین خلیفه‌ها، امپراتوران، شاهزادگان، حرمسراها
و مردم نمی‌دانند
برای اعدام یک دیکتاتور
باید بخندند یا گریه کنند…

ادعای عاشقی

نوشته شده در قسمت : روزها, کمی آنطرف‌تر توسط : :)
ادعای عاشقی می‌کنیـــــــم
امـــــا
رنگ چشــمان مــــــادرمان را
از یـــــاد می‌بریـــــــم…

نیمکت‌های دنیا را بد چیده‌اند!

نوشته شده در قسمت : روزها, کمی آنطرف‌تر توسط : :)
اگر تو روی نیمکتی این سوی دنیـــا، تنها نشسته‌ای
و همه‌ی آنچه نداری کسی‌ست
.
شاید آن سوی دنیا، روی نیمکتی دیـــــــگر
کسی نشسته است
که همه‌ی آنچه ندارد… تویـــــی
.
.
نیمکت‌های دنیا را بد چیده‌اند …. !

دل ما

نوشته شده در قسمت : کمی آنطرف‌تر توسط : :)

ما می‌خواهیم، این دل بالغ را، با شهوتی مکرر و بوسه‌هایی شیرین مشغول کنیم و این، کاری است که به بن بست می‌رسد.

اگر تمامی عشق‌ها را یک‌جا به ما بسپارند‌، باز هم سرزمین دل ما‌، سرزمین گسترده وجود ما‌، خالی می‌ماند…

دل آدمی بزرگتر از این زندگی است. و این، راز تنهایی اوست.

یک عاشقانه‌ی آرام

نوشته شده در قسمت : کمی آنطرف‌تر توسط : :)

اگر پرنده را در قفس بیندازی مثل این است که پرنده را قاب گرفته باشی.

و پرنده‌ای که قاب گرفته‌ای فقط تصور باطلی از پرنده است.

عشق در قاب یادها پرنده‌ای است در قفس، منت آب و دانه را بر او مگذار، و امنیت و رفاه را به رخ او نکش،

که عشق طالب حضور است و پرواز، نه امنیت و قاب.

سایه‌ام

نوشته شده در قسمت : کمی آنطرف‌تر توسط : :)

سایه‌ام روی دیوار…

شبیه خودم نیست!

شبیه دلی‌ست که

به ترانه‌ای می‌میرد

و به بوسه‌ای زنده می‌شود!

رها در باد

نوشته شده در قسمت : کمی آنطرف‌تر توسط : :)

باید از این دلتنگی رها شوی

تا بتوانی جور دیگر ببینی دنیا را

باید عاشقی را رها کنی

باید عشق را رها کنی

باید خودت را ببخشی به دنیا

باید آینده را، خاطراتت را

باید تمام آنچه هستی را

رها کنی

رها کن، تا بفهمی …

گاهی تمام فلسفه‌ی خلقت،

جمع می‌شود در یک بادبادک کاغذی

رها در باد

تچر آی تی