آرشیو برای ماه : آبان, ۱۳۸۸

آفتابگردان میمیرد!

نوشته شده در قسمت : روزها توسط : :)

خورشید که رفت

همه‌ی دنیا هم اگر نور شود…

آفتاب گردان میمیرد!

مرگ

نوشته شده در قسمت : کمی آنطرف‌تر توسط : :)

آدم‌ها هرکدام شبیه خودشان می‌میرند….

من با آدم برفی موافقم

نخستین روزی که تو پا به زمین گذاشتی!

نوشته شده در قسمت : بیکرانه‌های شب توسط : :)

از نخستین روزی که تو پا به زمین گذاشتی،

گرم شدنش آغاز شد…

و هنوز هیچ دانشمندی نفهمیده است

چرا یخ های قطب جنوب

آب می شوند

میلاد تهرانی

مــکــث

نوشته شده در قسمت : حال ساده توسط : :)

دلم میخواهد ویرگول باشم

تا وقتی به من میرسی

کمی مکث کنی…!

اینجا، خاورمیانه است

نوشته شده در قسمت : سه‌نقطه, کمی آنطرف‌تر توسط : :)
این‌جا خاورمیانه ‌است
سرزمین صلح‌های موقت
بین جنگ‌های پیاپی
سرزمین خلیفه‌ها، امپراتوران، شاهزادگان، حرمسراها
و مردم نمی‌دانند
برای اعدام یک دیکتاتور
باید بخندند یا گریه کنند…

عاشقانه مزخرف!

نوشته شده در قسمت : یک علامت تعجب کوچک توسط : :)
به این فکر می کردم

که اگر قرار باشد

کلاغ های آخر داستانمان

به خانه شان برسند

چه عاشقانه ی مزخرفی می شویم
تچر آی تی