چنار
کاش سرم را بردارم
و برای هفته ای در گنجه ای بگذارم و قفل کنم
روی شانه هایم
جای سرم چناری بکارم
و برای هفته ای در سایه اش آرام گیرم
کاش سرم را بردارم
و برای هفته ای در گنجه ای بگذارم و قفل کنم
روی شانه هایم
جای سرم چناری بکارم
و برای هفته ای در سایه اش آرام گیرم
همه فعلهایم ماضیاند
ماضی بعید
ماضی خیلی خیلی بعید
کمی نزدیکتر بنشین
دلم برای یک حال ساده تنگ شده است
بو میدهی
به عطری که میزنی
معنا میدهی
به کلمههای بیربطی
که شعرهای من میشوند
روی خواب هایم
عکس زنی بکش
که ماه را به موهایش سنجاق زده
بنویس
من خواب مانده ام
و دستی
ستاره ها را
از آسمان کودکی ام دزدیده