دل ما

نوشته شده در قسمت : کمی آنطرف‌تر
توسط : :) در تاریخ ۲۲ تیر ۱۳۸۸

ما می‌خواهیم، این دل بالغ را، با شهوتی مکرر و بوسه‌هایی شیرین مشغول کنیم و این، کاری است که به بن بست می‌رسد.

اگر تمامی عشق‌ها را یک‌جا به ما بسپارند‌، باز هم سرزمین دل ما‌، سرزمین گسترده وجود ما‌، خالی می‌ماند…

دل آدمی بزرگتر از این زندگی است. و این، راز تنهایی اوست.

دوره‌ای که کسی چه می‌داند شعر چیست!

نوشته شده در قسمت : روزها, زخمه, سه‌نقطه
توسط : :) در تاریخ ۲۲ تیر ۱۳۸۸

من دوباره متولد شده‌ام

و این بار آن قدر دیوانه ترم

که خوابگرد شده‌ام

«و در دوره‌ای که کسی چه می‌داند شعر چیست،

قرار است همه چیز علمی بررسی شود!»

ولی هیچ علمی

سر از دیوانگی‌‌ام در نمی‌آورد.

من اما خوب می‌دانم،

قضیه از این قرار است

که عاشق مرده‌ام…

اگر آتش‌پرستان، باخبر بودند از گرمای سوزان نگاه تو!

نوشته شده در قسمت : حال ساده
توسط : :) در تاریخ ۲۱ تیر ۱۳۸۸
نه، شاعر نیستم
اما نگاه تو
به جزر و مد و طوفان می‌کشد
گاهی
تمام واژه‌هایم را…

اگر آتش پرستان
باخبر بودند از گرمای سوزان نگاه تو…!


نه، مجنون نیستم
اما پریشان می‌کند
حتی نسیمی
گیسوی در رهگذار بی‌پناهی‌های رهایم را…


مگر دیوانه باشد آدمی
خود را به دست عقل بسپارد


نه، عاشق نیستم
اما جنون و شعر
دست از این سر شوریده
هرگز
بر نمی‌دارند
و خالی می‌کند یک حس مبهم
زیر پایم را…


شراری
می‌تواند دخمه‌ای خاموش را
مانند یک آتشکده
سوزان و بی‌پایان
برافروزد!

عشق جایش تنگ است

نوشته شده در قسمت : روزها
توسط : :) در تاریخ ۲۱ تیر ۱۳۸۸

نامه‌ای در جیبم

و گلی در مشتم پنهان است

غصه‌ای دارم با نی‌لبکی…

سر کوهی گر نیست

ته چاهی بدهید

تا برای دل خود بنوازم…

عشق، جایش تنگ است

یک عاشقانه‌ی آرام

نوشته شده در قسمت : کمی آنطرف‌تر
توسط : :) در تاریخ ۲۰ تیر ۱۳۸۸

اگر پرنده را در قفس بیندازی مثل این است که پرنده را قاب گرفته باشی.

و پرنده‌ای که قاب گرفته‌ای فقط تصور باطلی از پرنده است.

عشق در قاب یادها پرنده‌ای است در قفس، منت آب و دانه را بر او مگذار، و امنیت و رفاه را به رخ او نکش،

که عشق طالب حضور است و پرواز، نه امنیت و قاب.

نامه‌های من به تو

نوشته شده در قسمت : روزها
توسط : :) در تاریخ ۲۰ تیر ۱۳۸۸

نامه‌های‌ من‌ به‌ تو،

برتر از خودِ مایند!

چرا که‌ نور،

برتر از فانوس‌ است‌.

شعر،

برتر از کتاب.

و بوسه‌، برتر از لب‌هاست‌!

نامه‌های‌ من‌ به‌ تو،

برتر از خودِ مایند…

این‌ نامه‌ها،

اسنادی‌ هستند که‌ دیگران‌

زیبایی‌ِ تو و عشق‌ِ مرا،

در آن‌ها خواهند یافت!

جنگجو شده‌ای!

نوشته شده در قسمت : روزها
توسط : :) در تاریخ ۱۹ تیر ۱۳۸۸

جنگجو شده‌ای!

حالا می‌خواهی انتقام بگیری؟!

تمام دنیا با توست

من،

یاری ندارم

- سربازانت می‌رسند

- نیزه‌ای قلب مرا می‌شکافد

«دوستت دارم‌هایم بر ملا می‌شوند»

جنگجو شده‌ای!

نوشته شده در قسمت : بیکرانه‌های شب
توسط : :) در تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۸۸

جنگجو شده‌ای!

حالا می‌خواهی انتقام بگیری؟!

تمام دنیا با توست

من،

یاری ندارم

- سربازانت می‌رسند

- نیزه‌ای قلب مرا می‌شکافد

«دوستت دارم‌هایم بر ملا می‌شوند»

سهم من از تو

نوشته شده در قسمت : زخمه
توسط : :) در تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۸۸

تو در منی

مثل عکس ماه در برکه

در منی و دور از دسترس من…

سهم من از تو

فقط همین شعرهای عاشقانه است

و دیگر هیچ!

ثروتمندی فقیرم

مثل بانکداری بی‌پول!

من فقط آینه‌ی تو هستم…

نامه‌های من به تو

نوشته شده در قسمت : بیکرانه‌های شب, دلنوشت
توسط : :) در تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۸۸

نامه‌های‌ من‌ به‌ تو،

برتر از خودِ مایند!

چرا که‌ نور،

برتر از فانوس‌ است‌.

شعر،

برتر از کتاب.

و بوسه‌، برتر از لب‌هاست‌!

نامه‌های‌ من‌ به‌ تو،

برتر از خودِ مایند…

این‌ نامه‌ها،

اسنادی‌ هستند که‌ دیگران‌

زیبایی‌ِ تو و عشق‌ِ مرا،

در آن‌ها خواهند یافت!


عشق، جایش تنگ است

نوشته شده در قسمت : زخمه
توسط : :) در تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۸۸

نامه‌ای در جیبم

و گلی در مشتم پنهان است

غصه‌ای دارم با نی‌لبکی…

سر کوهی گر نیست

ته چاهی بدهید

تا برای دل خود بنوازم…

عشق، جایش تنگ است

تچر آی تی