دوستتدارمهای من
تو پشت آن ایستادهای
هر تلفنی به صدا در می آید
صدای تو از آن شنیده می شود
حتی
همهی کانال های تلویزیون
تو را نشان می دهند
این قطرههای باران ولی…
اشکهای تو نیستند
«دوستت دارم»های مناند
که به پایت میریزم
تو پشت آن ایستادهای
هر تلفنی به صدا در می آید
صدای تو از آن شنیده می شود
حتی
همهی کانال های تلویزیون
تو را نشان می دهند
این قطرههای باران ولی…
اشکهای تو نیستند
«دوستت دارم»های مناند
که به پایت میریزم
دوباره فکر خواهم کرد که پیراهن نخی آبیام را گران خریده ام؟
و هر صبح عجله خواهم کرد تا تو را با دو زنگ تلفن بیدار کنم؟
….
دوباره نان و عسل خواهم خورد؟
و روی تقویم
تاریخ روزهای مردنم را سیاه خواهم کرد؟
چقدر راه خواهد بود
تا برای تو گلهایی از بهشت بیاورم؟
تا به تو سر بزنم؟!
هدیهای کوچک،
تولدت مبارک . . .
ته تمام عاشق شدنهایم
به کوچهای خاکی منتهی میشود
و لبهای کسی که پافشاری کرد
روی لبهایم ….
گورستان ها
از باغ ها بزرگترند
آه!
این چه دنیایی ست
برای ما تدارک دیده اند ؟!
لوله ی تانک
از کره ی زمین بیرون زده است.
باغ نور است ومعدن طلا
کاسه شیر داغ است
کنار نان و آفتاب
لبخند تو
یک راه روشن است
لابلای باغ های گیلاس
شاید ستایش خداوند
ستایش لبخند توست.
کلید می اندازد
مرگ اگر در بزند
که مرگ نیست
حتما مامور مالیات است
و یا پستچی و یا مهمان…
او چهره ای محو دارد
و در گلویش…
مردگان سرفه می کنند
هوا بد است، بِکِش شیشهی حسادت را
که دور باشد از اینجا هوای غیرمجاز
به کوچه پا نگذاریم تا نفرمایند:
جدا شوند زِ هم این دو تای غیرمجاز
دل است، من به تو تجویز میکنم ـ دیگر
مباد پُک بزنی بر دوای غیرمجاز
ترا نگاه کنم هرچه روز تعطیل است
مرا ببر به همین سینمای غیرمجاز
تو ـ صحنههای رمانتیک و جملههای قشنگ
که حفظ کردهای از فیلمهای غیرمجاز
زبان به کام بگیر و شبیه مردم باش
مباد دم بزنی از خدای غیرمجاز